كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
48
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
اندوه ( آ ) كنده ، شاه را رقت دست داد . از ديوان خانه برخواسته « 1 » متوجّه حرم شد . * سياح نوشته كه فى الواقع در دولت شاه سلطان حسين چون او مردكارى ، صاحب رأى و تدبير نيامده بود . چون او را به اين روز مبتلا كردند ، آشكار شد كه از * تقدير يزدان ، دولت ايشان قريب به غروب شده است . شاه سلطان حسين بيچاره ، يقين داشت كه اعتماد الدوله كه به نان نعمت او پرورده شده بود ، گرفتار شر خذلان انجام شده ، او را معلوم شد كه دعوى و نزاع ايشان محض * اغراض دنيوى و بهتان و فساد و حقد و حسد بوده ، در نظر گرفت كه جزاى آنها را در كنار نهد و مىخواست كه اعتمادالدوله را با عدم بينائى باز مراعت كند و در امور خود استقلال دهد ، دشمنان قوى الاتفاق ملاباشى و حكيمباشى پر نفاق به جهة ( 79 ) ابطال مراد شاه را براهين و اسناد ابراز نموده ، مقصود شاه را لغو و باطل نموده و نه جزاى فساد دشمنان از شاه به عمل آمد و نه اعتماد الدوله به مقام و منصب اول رسيد و نه او را گذاشتند كه در ولايت خودش گوشهء اختيار كند . او را به شيراز راندند و حبس نظر كرده ، كسى را نگذاشتند كه نزد او تردد كند و براى اخراجاتش روزى پنجاه تومان قرار دادند . چون محمود افغان به اصفهان آمد ، قزلباشيه به سبب اينكه اعتمادالدوله به دست محمود نيفتد ، او را زهر دادند و دو داماد او ميرزا رستم و محمد قلى خان را كه از نوكران مقبول الاطوار شاه بودند ، به مال و جان امان يافتند ، و باقى منسوبان اعتماد الدوله ، مال ، منصب گرفته ، در گوشهء عزلت و انزوا گزيدند . اما احوال لطف على خان وقتى كه در اصفهان محبوس بود « 2 » ، عليل المزاج شده ، شاه طبيب به مداواى او تعيين كرد ، صحت يافت . * آن قدر نگذشت كه افغان اصفهان را ( 80 ) محاصره كردند ، بار تكليف كردند كه بيرون آمده ، با افغان جنگ كند . بهانه آورده ، قبول نكرد . چون اصفهان به دست افغان افتاده ، محمود تصور كرد كه لطف على خان از
--> ( 1 ) - برخاسته . ( 2 ) - لطف على خان برادرزاده فتح على خان ، اعتمادالدوله سابق شاه حسين بود . بهنگامى كه عمويش مورد اتهام قرار گرفت و كور شد ، وى نيز به حيله به دربار خوانده شد ، اما در راه دستگير و به اصفهان فرستاده شد . نگاه كنيد به : مرعشى صفوى : مجمع التواريخ ، ص 50 .